|
هیئت انصار الحسین(ع)
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:50 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:44 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 9:27 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای ماه سجده آور بسوزان خسوف را
این مستی بهم فشرده ی نظم صفوف را
حاجی و نیمه کاره گذارد وقوف را
باید خودم بچینم از نو حروف را
+
نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 11:48 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شیطان (ابلیس) از جنس جن و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را هفتاد هزار سال عبادت کرد تا اینکه به مقام ملائکه رسید . وقتی خدا ا نسان را از خاک آفرید ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 17:50 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از شهادت باکی نیست … شهادت ارثی است که از اولیاء ما به ما می رسد.
شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما. شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند که مردن را تمام می دانند و انسان را فانی. شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود. ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. آن که شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن کوردلان نمی توانند با او مقابله کنند. خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. همین شهادت ها پیروزی را بیمه می کند، همین شهادت ها است که دشمن شما را رسوا می کند در دنیا. شهادت در راه خدا چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد. خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. عزیزان من! از فدایی دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید که این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیاء و اولیاء آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای کربلا نیست. این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود که ما را به پیروزی رساند.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:18 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است. خدایا! اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند. خدایا! به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است ! خدایا! تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:10 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حضرت محمد (ص) :
خدای عزوجل فرمودند : ولایت علی بن ابی طالب (ع) قلعه من است هرکس داخل قلعه من شود از عذاب من درامان است دوستی علی گناهان را می خورد آن چنان که آتش هیزم را می خورد . هرکه می خواهد به دانش آدم و پرهیزگاری نوح و بردباری ابراهیم و عظمت موسی و عبادت عیسی نظر کند به علی بن ابی طالب (ع) بنگرد .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:28 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:14 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روز خود را با عبارت زیر شروع کنید :
من امروزم را با نام ، یاد ، رضا ، تسلیم و عشق به خدا آغاز می کنم . من خود را مرکبی برای گذر جریان روح الهی به اطرافم قرار می دهم . امیدوارم که امروزبتوانم قدمی در جهت پیشرفت معنوی خود و دیگران بردارم . خدایا امروز مرا از انرژی مثبت و بی پایان خود پرکن و سراسر امروز مرا پر از آرامش ، شادی و عشق حقیقی بفرما.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 11:43 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نياز مؤمن به سه چيز:
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.» استوار كن، آشكار كن: «إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
+
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 11:38 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:40 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پیامبر (ص ) :
( اصول وافی ، ج 2، ص .109 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 325 )
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:31 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بوی یوسف می دهد پیراهنت
کو نسیمی کاورد سوی منت
تا که بنشینم به چین دامنت
کاش بنشینم به چشم دشمنت
پاک سازم خستگی را از تنت
در قفس باشد مقیم گلشنت
سایه گیسو پریشان کردنت
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 15:23 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 20:47 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:4 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:33 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فاطمه زهرا (س) در قله بشریت قرار دارد و کسی از او بالاتر نیست.وقتی انسان به روایاتی که مربوط به فاطمه زهرا (س) می باشد و از ائمه (ع) صادر شده است ، مراجعه می کند ، می بیند زبان معصومین (ع) نسبت به این بزرگوار ، آن چنان زبان ستایش و خضوع و خشوع است که برای کسی که مقام والای فاطمه زهرا (س) را ندانسته باشد ، ممکن است مایه تعجب بشود . از خود پیامبر اکرم (ص) که پدر ومربی این بزرگوار بود ، تا امیر المومنین که همسر او بود و تا فرزندان او - ائمه (ع) - هر کدام راجع به زهرای اطهر ، سخن گفته اند و آن را با زبان تعظیم و ستایش بیان کرده اند . این ، نشان دهنده آن مقام والا و توصیف ناشدنی است که حقیقتاً برای ذهن قاصر ما ، آن علو درجه معنوی و ملکوتی ام الائمه النجباء(ع) قابل درک نیست .
امام صادق (ع) فرمود : (( ان فاطمه کانت محدثه)) آن بزرگوار (( محدثه)) بود . یعنی فرشتگان بر او فرود می آمدند و با او سخن می گفتند . شیعه و سنی معتقدند که در دوران اسلام ، کسانی بوده اند یا می توانسته اند وجود داشته باشند که فرشتگان با آنها سخن بگویند . در روایت امام صادق (ع) چنین است که فرشتگان الهی نزد فاطمه زهرا (س) می آمدند ؛ و آیات الهی را بر او می خواندند همان تعبیراتی که نسبت به مریم (س) ، در قرآن هست که : __ ان الله اصطفیک و طهرک واصطفیک علی نساء العالمین))(آل عمران/42) این عبارت رافرشتگان به فاطمه زهرا (س) خطاب می کردند و می گفتند : (( یا فاطمه ، ان الله اصطفیک و طهرک )) خدا تو را برگزیده و پاک قرار داده است.((واصطفیک علی نساء العالمین)) تو را بر زنان عالم برتری داده است . بعد امام صادق (ع) می فرماید : یک شب که ملائکه با آن حضرت مشغول صحبت بودند ، فاطمه زهرا (س) به آنها فرمود : (( ألیست المفضله علی نساء العالمین مریم ؟)) یعنی آن زنی که خدای متعال فرموده است (( واصطفیک علی نساء العالمین)) آیا مریم نیست که خدا او را بر زنان عالم برگزید؟ ملائکه در جواب ، به فاطمه زهرا (س) عرض کردند : (( مریم نسبت به زنان دوران خودش برگزیده بود و تو نسبت به زنان همه دورانها - از اولین و آخرین - برگزیده هستی)). این چه مقام معنوی والایی است . به قدری ابعاد وجود این انسیه حوراء ، این روح مجرد و این خلاصه نبوت و ولایت برای ما پهناور و بی پایان و درک ناشدنی است که حقیقتاً متحیر می مانیم . انسان نه فقط از این جهت تعجب می کند که چطور یک انسان در سنین جوانی می تواند به این مرتبه از کمالات معنوی و مادی نایل شود بلکه بیشتر از این جهت در عجب است که اسلام با چه قدرت عجیبی توانسته است تربیت والای خود را به حدی برساند که یک زن جوان ، در آن شرایط دشوار ، بتواند این منزلت عالی را کسب کند . هم زمانی و هم عصری از عواملی است که مانع از شناخت درست شخصیتها می شود . ستارگان درخشان عالم بشریت غالباً در زمان حیاتشان به وسیله هم عصرانشان شناخته نشده اند ؛ اما فاطمه زهرا (س) چنانند که در زمان خودشان ، نه فقط پدر و همسر و فرزندان و شیعیان خاصشان ، بلکه حتی کسانی که شایدرابطه صمیمانه و گرمی هم با ایشان نداشتند ،زبان به مدح آن بزرگوار گشودند . اگربه کتابهایی که درباره فاطمه زهرا (س) به وسیله محدثین اهل سنت نوشته شده است ، روایات بسیاری را می بینید که از زبان پیغمبر (ص) درستایش صدیقه طاهره صادر شده است . بسیاری از این روایات ، از زبان کسانی است که از آن قبیل بوده اند ؛ مثل بعضی از زوجات پیغمبرودیگران.این حدیث معروف از عایشه است که گفت :((والله ما رأیت فی سمته و هدیه اشبه برسول الله من فاطمه ))؛ هیچ کس را از لحاظ هیئت ،چهره ، سیما،درخشندگی و حرکات و رفتار ، شبیه تر از فاطمه به پیغمبر اکرم ندیدم . وقتی که فاطمه زهرا بر پیغمبر وارد می شد ، آن حضرت بر می خاست و مشتاقانه به سمت او می رفت . این طور نبود که وقتی فاطمه زهرا وارد اتاق می شود ، پیغمبر جلو پای او فقط بلند شود . قام الیها ؛ بر می خاست و به سمت او می رفت . در بعضی از این نقلها ، این گونه آمده است :((و کان یقبلها و یجلسها مجلسه))؛ فاطمه زهرا (س) را می بوسید ، دست او را می گرفتو می آورد در جای خودش می نشاند . این مقام فاطمه زهراست .
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:12 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:49 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اما هنوز مثل همیشه کبوتری
انگار فاطمه کمی امروز بهتری
مشغول کار خانه شدی روز آخری
می خواستی نشان دهی از مادری
داری دعا به جان همسایه می کنی
با طرز راه رفتن خود گریه آوری
وقتی که دست جانب دستاس می بری
آخر نگاه می کنی جور دیگری
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:28 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 9:4 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:15 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 21:44 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 20:34 توسط محمد عبدی
|
|
|||||
|
|||||