تبليغاتX
السلام علیک یا ابا عبد الله
هیئت انصار الحسین(ع)

خواب ديدم خواب اينكه مرده ام خواب ديدم خسته و افسرده ام روي من خروارها از خاك بود واي قبر من چه وحشتناك بود تا ميان گور رفتم دل گرفت قبر كن سنگ لحد را گل گرفت بالش زير سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت و كور تنگ بود هركه آمد پيش حرفي راند و رفت سوره ي حمدي برايم خواند و رفت نه شفیغی نه رفیغی نه کسی ترس بود و وحشت و دلواپسینا امید از هر کجا و دل نگار  می کشیدندم به خفت سوی نار  ناگهان الطاف حق آغاز شد  از جنان درهای رحمت باز شد  مردی آمد از جوار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان چشمهایش زندگانی می سرود  درد را از قلب آدم می زدود  بین دستش کائنات ممکنات  لب که نه سرچشمه ی آب فرات  زمزه های زبان این بود که   آمده اینجا حسین فاطمه  صاحب روز قیامت آمده  گوئیا بهر شفاعت آمده   سوی من آمد مرا شرمنده کرد  مهربانانه به رویم خنده کرد  گفت آزادش کنید این بنده را  خانه آبادش کنید این بنده را  مادرش او را به عشقم زاده است  گریه کرده بعد شیرش داده است  بارها بر من محبت کرده است   سینه اش را وقف هیئت کرده است  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:54  توسط محمد عبدی  | 

شهادت حضرت رقیه ی سه ساله را به شما محبان اهل بیت تسلیت عرض می کنم
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 14:10  توسط محمد عبدی  | 

انا لله و انا الیه راجعون

این بار دیگر زبان از گفتن  دستان از نوشتن گوشها از شنیدن چشمها از دیدن بازماند

این بار قلب ها شکسته شد  بالاتر از همه ی این غم دیدگان شخصی است که قلب او از همه بیشتر شکسته شد  و آن مولا ی ما صاحب ما امام ما صاحب الزمان حضرت مهدی موعود است که صاحب این مصیبت می باشد

آقا تسلیت ما اعضای هیئت انصار الحسین را بپذیرید و این مراسم کوچک ما را به بزرگی خود قبول فرمایید

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 7:0  توسط محمد عبدی  | 

من دست تهی دارم و تو دست نوازش

تو باغ گلی من که به جز خار ندارم

ای آنکه غمت ناز فروشد به دو عالم

دریاب که من غیر تو غمخوار ندارم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:4  توسط محمد عبدی  |