تبليغاتX
السلام علیک یا ابا عبد الله
هیئت انصار الحسین(ع)

بار دیگر یادم آمد روز جنگ

روزهای آشنایی با تفنگ

روزهای عشق با سجاده ها

دوستی با ترکش خمپاره ها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:50  توسط محمد عبدی  | 

زندگی آرام است مثل رامش یک خواب بلند

زندگی شیرین است مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایی است مثل رویای یکی کودک ناز

زندگی زیبایی است مثل زیبایی یک غنچه ی باز

زندگی تک تک این ساعت هاست

زندگی چرخش این عقربه هاست 

زندگی راز دل مادر من

زندگی پینه ی دست پدر است

زندگی مثل زمان درگذرست

مهم شاد بودن ماست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:44  توسط محمد عبدی  | 

 خداوند بینهایت است اما

 به قدر نیاز تو فرود می آید

 به قدر آرزوی تو گسترده می شود

 و به قدر ایمان تو کارگشاست

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 9:27  توسط محمد عبدی  | 

این آفتاب مشرقی بی کسوف را

ای ماه سجده آور بسوزان خسوف را

لا تقربوا الصلوه مخوان و بهم مزن

این مستی بهم فشرده ی نظم صفوف را

می ترسم از صفای حرم با خبر شود

حاجی و نیمه کاره گذارد وقوف را

این واژهها کم اند برای سرودنت

باید خودم بچینم از نو حروف را

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 11:48  توسط محمد عبدی  |